خوش آن زمان که بمیرم ،جمال ماه تو بینم
به شکر حق بنهم روی خاک پات ،جبینم
هزار بار اگر جان دهم ،برای دگر بار
به شوق رؤیت بدر جمال تو به کمینم
وصال روی تو گر شد میسرم ،به دو مژگان
غبار پای تو روبم ،کشم به چشم حزینم
نبرد نام تو بر لب نبی بدون طهارت
چگونه نام تو آرم بدین زبان ثخیفم
چو پر کشند به گرد تو ،روز حشر،محبان
شکسته بال و پرم ،من که با گناه قرینم
تنم به آتش قهر خدا نسوزد و دانم
كه هست مهر تو حصنم،توئی امام مبینم
امیر هر دو جهانی،قسیم نار و جنانی
نیم ز نار گریزان ،ز خجلت تو غمینم
شراب و روضه ی رضوان ، قصور و حوری و ولدان
بدون روت نخواهم توئی بهشت برینم
گه حساب چو موجودیم کشند به میزان
ولایت تو در آنگه بود متاع ثمینم
به روز فصل چو صف در صفند جمله خلائق
همین امید مرا بس که هست مهر تو دینم
برچسب:
نویسنده: آتنا حکیمی